مرگ اسماعیل رها شاعر شاملویی + بیوگرافی و مصاحبه

مرگ اسماعیل رها شاعر شاملویی + بیوگرافی و مصاحبه / درگذشت اسماعیل رها

مرگ اسماعیل رها شاعر شاملویی + بیوگرافی و مصاحبه

اسماعیل رها – شاعر پیشکسوت – در سن هشتاد و شش سالگی از دنیا رفت.
اسماعیل رها روز پنجشنبه ۳۰ شهریور ماه بر اثر کهولت سن در گذشت
و روز گذشته (جمعه ۳۱ شهریور) به خاک سپرده شد.
برخی از دوستان اسماعیل رها گفتند :
ما نیز که از دوستان ۵۰ ساله اسماعیل رها بودیم از فوت او خبر نداشتیم.
خانواده اسماعیل رها روز دوشنبه ساعت ۱۵-۱۷ در مسجد فخرالدوله در دروازه شمیران، مراسم یادبودی برگزار می‌کنند.

بیوگرافی اسماعیل رها

شاعر
متولد دوم اسفندماه ۱۳۱۰ در تهران
از اسماعیل رها تاکنون مجموعه شعرهایی با عنوان‌ های :
خوشه تلخ
لب‌ تلخی و فنجان
کوتاه، مانا، بلند
طلایه‌ ای بر پاییز
طلایه و باران
بیراهه خورشید (شعر بلند)
جرقه‌ ای در باد (شعر کوتاه) منتشر شده است
و آثاری را نیز آماده چاپ دارد اما هنوز ناشری برای آن‌ ها پیدا نشده است.

مصاحبه ایسنا با اسماعیل رها :

اسماعیل رها این شاعر معاصر درباره شعر امروز و وضعیت زبان در آن، با اشاره به مدرنیته و پست مدرنیته و سرودن شعرهایی توسط شاعران امروز در این عرصه‌ گفت:
در کشورهای سنتی و دینی، مدرنیته به کندی حرکت می‌کند
و به همین دلیل پسامدرن و این حرفها هنوز برای ما زود است.
کسانی هم که می‌گویند شعر پسامدرن، می‌بینیم شعر گذشته را خوب نمی‌ شناسند.
شعرای موفق امروز کسانی هستند که شعر گذشته ایرانی را خوب شناخته‌ اند و بر این اساس شعر نو را هم شروع کرده‌ اند.
بعضی از شاعران خودمان هستند که زبانشان فارسی است؛ اما باید شعرشان ترجمه شود؛ تا دیگران آن‌ را بفهمند؛

مرگ اسماعیل رها شاعر شاملویی + بیوگرافی و مصاحبه

اسماعیل رها شاعر شاملویی
اسماعیل رها شاعر شاملویی

حتا شاعران آنرا متوجه نمی‌ شوند، وای به مردم عادی!
این مصداقی از وضعیت شعر امروز است؛ البته نه درباره همه شاعران امروز.
البته شعر امروز خواننده‌ های خودش را پیدا کرده؛ اما وسایل ارتباط جمعی هم باید کمک کنند.
مثلا رادیو و تلویزیون کدام برنامه را درباره شعر امروز گذاشته است که مردم بنشینند و ببینند و با شعر امروز آشنا شوند؟
همان کسانی که با کلیت شعر امروز مخالفند، اگر یک نمونه از همین شعر به دستشان بدهی، نمی‌توانند بخوانندش.
مردم هم با این اوصاف از شاعر توقع دارند که به میل آنان شعر بگوید و خودشان هم هیچ وقت تلاش نمی‌کنند تا خودشان را به جای شاعر بگذارند.

اسماعیل رها درباره معرفی ادبیات معاصر در دانشکده‌ های ادبیات نیز توضیح داد :

تا جایی که اطلاع دارم، می‌ دانم تمام کسانی که ادبیات درس می‌ دهند، کسانی هستند که به نوعی پایشان در گذشته مانده است و از شعر امروز کسی در دانشگاه ها حرف نمی‌ زند
خیلی توجه کنند، می‌ آیند کسی را دعوت می‌ کنند و به او می‌ گویند درباره شعر امروز صحبت کن؛ که اصلا کافی نیست.
وضعیت نقد شعر هم طوری نیست که به کمک این اوضاع بیاید. امروزه یکی دو نقاد داریم که اگر خودپرستی‌ شان را کنار می‌گذاشتند، بد نبودند و به جایی می‌ رسیدند.

نظر اسماعیل رها درباره  انجمن های ادبی :

انجمن های ادبی دیگر جایی ندارند
زمانی کانون بود که بسته شد و به انجمنهای کوچکتر تقسیم و فعالیتش سطحی شد.
اما امروز اگر چند نفر هم با مشکلات فراوان در جایی جمع می‌شوند، مثل انجمن های قدیمی‌ تر، آزادی ندارند.
در زمان ما انجمنی بود مربوط به پدر سیمین بهبهانی که در پشت مجلس به نام انجمن ادبی خلعت‌ بری برگزار می‌ شد و انجمن معدل و… کسانی مثل آتشی، حقوقی و شاملو که از من چند سال بزرگتر بود در آنها رفت و آمد می‌ کردند.
من هم معمولا با نصرت رحمانی می‌ رفتم؛ اما حالا کدامیک از این انجمن ها را داریم؟
البته انجمن ادبی تاثیر چندانی در شاعر شدن یا نشدن کسی ندارد.
شاعری می‌ تواند موفق باشد که برای خودش پیرو پیدا کند؛ مثل نیما که به غزل خیلی خدمت کرد با نوآوری‌ اش و کسانی بعدها مثل بهبهانی و منزوی غزل هایی در همین راستا گفتند.

اسماعیل رها با اشاره به چاپ اولین مجموعه شعرش در سال ۳۴ خاطرنشان کرد:

این مجموعه را دوستانم بدون اطلاع خودم منتشر کردند و از اینکه اولین مجموعه شعرم، یعنی خوشه تلخ بدون اطلاع خودم چاپ شد، ناراضی نیستم؛
چون ممکن بود بعضی شعرها را حذف کنم؛ هرچند که معتقدم کمتر شاعری با مجموعه شعر اولش مشهور شده است و گاهی بعد از مدتها که می‌ گذرد، خودش همان مجموعه را تقریبا نفی می‌کند؛
حتا شاعر بزرگی مثل شاملو اولین مجموعه‌ اش را قبول نداشت و هیچگاه هم در کارهایش از آن حرف نزد.
من از ابتدای زندگی در تهران بودم
غیر از زمانی که افسر شدم و ناچار، به شهرستان رفتم
در همان ایام در جایی شعری درباره تهران خواندم که در آن به وضعیت سیاسی ـ اجتماعی این شهر حمله شده بود
به همین علت یک درگیری با ضد اطلاعات پیدا کردم و به من گفتند این شعرت تند است و از این به بعد حق چاپ کردن و خواندن شعر را در جایی نداری مگر اینکه از ما مجوز داشته باشی
این باعث شد من تا ۱۰ سال شعر نگویم و شعری هم در جایی نخوانم؛ یعنی از ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۴٫
پس از این سکوت ۱۰ ساله با مراجعت به شیراز، دوستانم دوباره مرا تشویق کردند و دوباره سرودن را از سر گرفتم.
این ممیزی در آن سال ها بود و در این سال ها هم که بیشتر شده؛ به‌ ویژه در چند سال اخیر
وقتی مجموعه لب تلخی و فنجان را می‌ خواستم چاپ کنم، گفتند باید برخی کلمه‌ ها را تغییر دهی؛ آن هم در مجموعه شعر!
و من ناچار این کار را کردم. در حال حاضر خیلی‌ ها شعر گفته‌ اند؛ ولی چاپ نشده‌ است؛ چون به سانسور فکر می‌کنند و گاهی خودشان از همان اول شعر خود سانسور شده می‌گویند.

نظر اسماعیل رها درباره تاثیر جنبش های اجتماعی بر شعر و ماندگاری‌ اش :

شعر وقتی بیشتر می‌ ماند که با احساسات مردم یکی باشد.
وقتی شعر “کوچه“ فریدون مشیری را می‌ خوانید احساس می‌کنید از زبان خودتان است؛ و گرنه شعر “کوچه“ آنقدر هم شعری قوی نیست،
یا شعر “زمستان“ اخوان ثالث و یا شعری با این مطلع از حمید مصدق که ”من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد…”
این قضیه برای شعر شاعران دیگری هم هست؛ شعر فروغ ماندگار شد همانطور که شعر حافظ ماندگار شده است و همانطور که شعر پروین اعتصامی ماندگار شده است.
اسماعیل رها ادامه داد :
بعد از اینکه از دانشکده افسری فارغ‌ التحصیل شدم هم از من می‌ پرسیدند چگونه به دنیای شاعری راه پیدا کرده‌ام
آنها می‌گفتند با اینکه افسر شدی اما شعرت بوی نظامی‌گری نمی‌دهد و اگر کسی شعرت را بخواند نمی‌تواند حدس بزند شغلت چیست.

نظر اسماعیل رها درباره معرفی ادبیات معاصر ایران به جهان :

معمولا سازمان های فرهنگی در هر کشور باید برای شناخت شاعران خود در کشورهای دیگر تلاش کنند که در ایران هیچگونه تلاش نمی‌شود.
وزارت ارشاد باید شعر شاعران خود را به جهان بشناساند که چنین کاری نمی‌کند.
کسانی هم که شناخته شده‌ اند، با موقعیت و یا تلاش خودشان بوده است؛ مثل شاملو و فروغ که دستگاه هیچ کاری برای آنها نکرد.
منبع : ایسنا
روحش شاد یادش گرامی
تهیه : نی نای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *